در باب چيزهاي سودمند تأليف بارتولوميوي انگليسي، از نظر جغرافيايي مهمترين اثر است؛ دو باب از 19 باب آن منحصراً به جغرافياي طبيعي و سياسي اختصاص دارد. در باب اجسام طبيعي تأليف توماس كانتمپري تنها يك باب از 19 باب آن به جغرافيا اختصاص دارد، باب سيزدهم كه از آبفشانها و رودخانهها بحث ميكند، ولي لزومي ندارد بگوييم هر دو دايرةالمعارف در فصلهاي ديگر هم حاوي اطلاعات جغرافيايياند.
حد متوسط معلومات جغرافيايي آن زمان در دو رسالهٴ فرانسوي بهخوبي بازتاب يافته است، نقشهٴ جهاننماي دوبووه و تصوير جهان گوتيه (يا گومن) اهل متز. هر دو
نقش جهان هونوريوس معتكف را ميشناختند، ولي معلومات دوبووه از نوع قديميتر و مأخذ اصلياش سولينوس، نويسندهٴ رومي، بود. گوتيه اندكي متجددتر بود. رسالهٴ ديگري بهزبان محلي كه ارزشي بيش از آثار فرانسوي دارد يك رسالهٴ نروژي است. موٴلف آن، عليرغم دورافتادگي، بسيار آگاهتر از همكاران فرانسوياش بود و همچنين خيلي هشيارتر. اثر او از لحاظ اوضاع طبيعي قطب (يخچالها، كوههاي يخ، چشمههاي آب گرم و مانند آنها) داراي ارزش ويژهاي است. از هر جهت اين مهمترين اثر جغرافيايي قلمرو مسيحيت در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، است.
بهاستثناي اثر نروژي كه حاوي بسياري مشاهدههاي اصيل است و بايد آن را از بقيه جدا دانست، و اثر هرمان دالماسيايي، برنارد سيلوستر، و ويليام كونكزي، همهٴ نويسندگان بهزبان لاتيني يا محلي كه هماكنون ذكرشان شد، فقط سنتهاي آباي كليسا و لاتيني را دنبال كردند.
مقارن نيمهٴ سدهٴ سيزدهم، تغيير چشمگيري در اوضاع پديد آمد: از آن پس معلومات عربي زيادي در اروپاي باختري در دسترس بود، علما نه تنها از آنها آگاه بودند بلكه نياز بدانها را احساس ميكردند. بيشتر تحت تأثير معلومات تازه، سرانجام نبوغ لاتيني بيدار ميشد. در مقايسه با دايرةالمعارفنويسان نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، يعني بارتولوميوي انگليسي وتوماس كانتمپري، علماي نيمهٴ دوم، يعني ونسان دوبووه، آلبرت كبير، و بالاتر از همه، راجر بيكن در سطح بسيار برتري كار ميكردند. رسالهٴ طبيعي ونسان گنجينهٴ بزرگي است از اطلاعات راجع به هر زمينهاي كه در آن زمان در دسترس بود. آلبرت كبير، تحت نفوذ آثار عربي، مخصوصاً به هواشناسي و آبوهواشناسي علاقه داشت. از اين سه تن، راجر بيكن بهترين جغرافيدان بود: بسياري از اسناد او نسبتاً جديد بود، مثلاً اسناد مربوط به ويليام روبروكي. ذهن تركيبگر او بهوي امكان داده بود تا به ضرورت بررسي تازهاي از جهان پي برد. با كشف بسياري از نقاط جهان بهتازگي، عقايد قديم دربارهٴ آن منسوخ ميشد. بيكن از لحاظ درك اين مطلب در زمان خود تنها بود. اين نشانهٴ عظمت او بهشمار ميرفت. از اين گذشته او خاطرنشان ساخت كه با ناوپيمايي در جهت باختر از راه اقيانوس ميتوان به هند رسيد، اين اشارهٴ او بهطور غيرمستقيم به كلمب رسيد و ممكن است منشأ اقدام دليرانهٴ او بوده باشد.